۷ راز مهم حسابداران موفق

حسابداران برتر » حسابداری » ۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

مقدمه:

در عصر حاضر که تکنولوژی با شتاب و سرعت بالا در حال تحقق است و هر روزه با بوجود آمدن ابزار و تجهیزات پیشرفته، نیاز شرکت ها و مؤسسات به حضور نیروی انسانی کم تر می شود،در همه مشاغل نیاز به علوم و فناوری جدید دیده می شود و امروزه متخصصین با بکارگیری این ابزار در کاهش هزینه های شرکت ها که مهم ترین آن هزینه حقوق پرسنل است رشد چشمگیری داشته اند. چون در کتاب حاضر بحث حسابداری و موفقیت در آن عنوان می شود، بنابراین یکی از متخصصین یاد شده حسابداری یک شرکت می باشدکه با ارائه گزارشات به موقع خود به مدیریت در راستای کاهش هزینه ها کمک مؤثری خواهد بود. حتی یک  حسابداران(؟) نیز از نظر موقعیت شغلی در امان نبوده و با ورود تکنولوژی و نرم افزارهای مالی می توان یک واحد حسابداری را به یک شخص حسابدار تبدیل نمود. به گونه ای که حتی در نرم افزارهای جدید که برای مشاغل کوچک طراحی شده اند، نیاز به حسابدار نیز نبوده و هر کسی که اپراتوری کامپیوتر را بداند می تواند به راحتی عمل حسابداری با نرم افزار را انجام دهد.

پس راه حل چیست؟

این کتاب براساس سال ها تجربه، آوزش و مشاوره در شرکت های دولتی، نیمه دولتی و خصوصی طراحی گردیده است. در این کتاب خواهیم آموخت که به چه صورت می توانیم پله های و ترقی و موفقیت را یکی پس از دیگری طی نماییم. در این کتاب برای اولین بار ایده های یک مشاور مالی و  مالیاتی جهت رسیدن به آخرین درجه ارتقاء در حسابداری در اختیار خوانندگان گرامی قرار خواهد گرفت.

منتظر نظرات و پیشنهادات همکاران گرامی جهت کمک به ارتقاء این رشته هستیم.

 

۷ راز موفقیت

راز اول:  

شناخت خود و شناخت شغل ( شناخت توان و اقتدار)

راز دوم:

 اعتماد به نفس

راز سوم: داشتن الگوی کاری

راز چهارم:

  استقلال طلبی ( کاری و مالی)

راز پنجم:

  اصل اخلاق حرفه ای ( شامل رازداری، امانت داری، مسئولیت پذیری، ***)

راز ششم: 

ارتباطات

راز هفتم: 

به دنبال ارتقاء شغلی بودن

[aio_button align=”center” animation=”none” color=”green” size=”small” icon=”none” text=”مصاحبه با حسابداران موفق” relationship=”dofollow” url=”http://bestaccir.com/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82/”]

راز اول:

شناخت شغل حسابداری

هنگامی که به فلسفه خلقت انسان می پردازیم، درمی یابیم که هر یک از انسان ها برای هدفی مشخص و انجام کاری آفریده شده اند. در قرآن نیز صراحتاً آمده است که انسان بیهوده آفریده نشده است. ( آیه قرآن)

پس بنابراین خداوند هر یک از انسان ها را بر اساس مأموریتی آفریده که بر این اساس توان هر فرد با فرد دیگر متفاوت و استعدادهای آن ها نیز متفاوت خواهد بود. انسان ها هر یک رسالتی دارند و اگر این رسالت بدرستی انجام شود، جوامع پیشرفت خواهند کرد. افرادی که از شغل خود لذت نمی برند بدون شک مأموریت خود را نیز بدرستی انجام نمی دهند. شخص بایستی از شغل خود لذت ببرد و در این راستا در  شبانه روز که به کار و فعالیت مشغول است بتواند به پیشرفت خود و کشور کمک نماید.

اگر انسانی بدون علاقه در محل کار خود حاضر شود، نه تنها کار خود را به درستی انجام نمی دهد بلکه در کشمکش درونی با خود سبب فرسودگی جسم خود نیز خواهد شد. این افراد هرگز پیشرفتی در زندگی نخواهند داشت و همیشه در حال گلایه و مقصر دانستن دیگران در عدم پیشرفت خود هستند. انسان دارای دو جنبه شخصیتی است که یک جنبه آن خود واقعی انسان بوده و وضعیت کنونی شخص را تعیین می کند که در بعد کار بدین معناست که شخص در حال حاضر چه کاری انجام می دهد. جنبه دیگر شخصیت انسان خود آرمانی است که در بعد کار یعنی آنطور که شخص دوست دارد یعنی کاری را که دوست دارد انجام دهد و اگر بین خود واقعی و خود آرمانی شخص در بعد کار ناهماهنگی باشد، در اصل این فرد همیشه ذهن درگیری دارد که چرا باید در این شغل باشد و چرا نباید به خود آرمانی و شغلی که دوست دارد بپردازد و وقتی شخص در روزمزگی گرفتار می شود گاهی فراموش می کند که اصلاً چه شغلی را دوست داشته است. پس به نظر می رسد که فرد ابتدا باید تکلیف خود را در کار مشخص کند که می خواهد چه شغلی داشته باشد یعنی از چه شغلی لذت می برد و بهترین شاخص برای این که بدانیم شغل فعلی مورد علاقه است یا خیر می توانیم از خود بپرسیم: اگر مشکلی مالی نباشد آیا حاضرم به خاطر عشق و علاقه این شغل را ادامه دهم یا خیر؟ اگر جواب مثبت باشد، پس من درحال انجام رسالتم در کار می باشم و اگر خیر، مشکلی وجود دارد. حتی اگر شخص در شغل مورد علاقه خود قرار گیرد، بایستی مراقب باشد که به بحران شغلی یا دلمردگی شغلی دچار نشود.

بحران های شغلی بر اثر تضاد یا کشمکش موجود میان انگیزه های شما برای کار و ارزش های شخصی که برای خود تعیین کرده اید به وجود می آید. به عنوان مثال تمایل به ترقی حرفه ای و مواجهه با چالش های جدید گاهی در وجودتان با علاقه به سپری کردن اوقات بیشتر با خانواده در تضاد قرار می گیرد. گاهی نیز بی آنکه خودتان بدانید وارد مرحله جدیدی از زندگی می شوید و آن چه زمانی مهم می پنداشتید، دیگر چندان با ارزش نیست.

گاهی دلمردگی شغلی و عدم علاقه به شغل علائم یکسانی به صورت زیر دارند:

  • صبح ها از فکر رفتن به سر کار حالتان بد می شود.

  • از همکاران و اطرافیان در محل کار ناراضی هستید.

  • رئیس یا مدیر خود را دوست ندارید.

  • کسل و بی حوصله هستید و خود را بی ارزش می بینید.

  • احساس بی کفایتی، عجز و شکست می کنید.

  • از حرف زدن با دیگران راجع به کار و مسئولیتتان بیزارید.

  • از پایان هفته لذت می برید و منتظر تعطیلی هستید، هرچند برنامه خاصی ندارید.

  • دائم به انتخاب های گذشته فکر می کنید و ذهنتان مورد هجوم افکار قرار می گیرد.

  • حس می کنید دیگران از شما شادترند.

  • نسبت به خود حس بدی دارید مبنی بر این که چیزی کم و کسر است.

  • حس می کنید کاری که می کنید بی معنی است.

  • از ارتقاء دیگران که حق ایشان بوده، عصبانی و دلخور می شوید.

  • به دنبال بهانه برای اثبات بی فایده بودن کارتان هستید.

  • خود را به بی خیالی می زنید در حالی که چنین نیست.

پس لازم است قبل از انتخاب شغل، توانی های شخصی و شخصیت خود را معلوم کرده و براساس آن شغل انتخاب کنیم.

امروزه ثابت شده که افراد جامعه تمایل دارند شغلی را انتخاب کنند که با شخصیت ایشان همخوانی داشته باشد. الگویی برای انتخاب شغل براساس شخصیت به شرح زیر استفاده می شود:

  • شخصیت واقع گرا

افراد واقع گرا دوست دارند عملگرا باشند و بیشتر با ابزار و ماشین آلات کار کنند. به طور کلی علاقه مند شغل هایی هستند که قدرت بدنی لازم دارد و از برخورد با اشخاص و برقراری ارتباط کلامی اجتناب می کنند. مانند مهندسین، قالیبافان، نقاش ها، تعمیرکار خودرو ها و ماشین آلات.

  • شخصیت جست و جو گرا

این افراد جست و جوگر بوده و تمایل به کنجکاوی دارند. به دنبال تجزیه و تحلیل موقعیت ها هستند و بیشتر به کارهایی که نیاز به فکر کردن، فهمیدن و درک کردن دارد علاقه مند هستند و از تسلط جویی نسبت به سایر افراد دوری می کنند که این افراد بیشتر درون گرا هستند تا برون گرا. مانند پزشکان، زیست شناسان و رادیوگراف ها.

  • شخصیت اجتماعی

این افراد دارای روحیه صمیمی و مددکار هستند. برای ارتباط بین فردی مهارت خاصی دارند و دوست دارند به دیگران آموزش دهند و به ایشان کمک کنند. مانند معلمان، مشاورها، پرستاران و مددکاران اجتماعی.

  • شخصیت هنری

این افراد اهل هنر و هنرمندی و بیشتر درون گرا هستند. دوست دارند آن چه را که در ذهن دارند با خلق یا ایجاد هنرشان نشان دهند و علاقه به بروز احساسات دارند. مانند هنر پیشه ها، عکاسان، نوازنده ها و روزنامه نگاران.

  • شخصیت متهور

این گونه افراد طالب شهرت و بدنبال سلطه جویی و کنترل دیگران هستند و با ماشین و لباس قدرتمندتر به نظر آیند. مانند مدیریت اجرایی، وکالت، فروشندگی و سیاستمداران.

  • شخصیت سنتی

مشخصه این افراد شامل مرتب و منظم کردن اشیاء، دقت بالا و نظم دادن به امور خود، ارائه گزارشات دقیق و بایگانی منظم می شود. مانند حسابداران، مشاوران مالی،متخصصین پردازش اطلاعات و منشی ها.

پس با توجه به موارد فوق به این نتیجه می رسیم که باید بدانیم آیا شخصییت ما با رشته کاری ما همخوانی دارد؟ به طور کلی سازمان ها و شرکت ها برای مرتفع نمودن مسائل و مشکلات خود افراد متخصص را بکار می گیرند. یک حسابدار باید خود و نیازهای رشته خود را بشناسد. باید بداند کارفرما چه نیازی دارد و چگونه می توان به او کمک کرد.

شخصیت سنتی برای امور حساب داری و مشاور مالی برترین گزینه است. حال اگر دارای شخصیت سنتی هستید، به جنبه های شغل حسابداری و مزایای آن نسبت به سایر رشته ها می پردازیم.

  • بازار کار

با توجه به بررسی های انجام شده و فقط با توجه به نیازمندی های یک روزنامه پرتیراژ در تهران مشخص شد در یک هفته حداقل ۴۰۰ نفر حساب دار در سطوح مختلف مورد نیاز کارفرما بوده که با در نظر این این رقم تعداد حداقل ۱۶۰۰ حسابدار در ماه و بالای ۱۶۰۰۰ نفر حسابدار در سال مورد نیاز شرکت ها و سازمان هاست که این تعداد تنها با توجه به یک روزنامه بوده و فقط شهر تهران را در بر می گیرد. با این وجود می توان ادعا نمود که رشته حسابداری در صدر همه مشاغل وجود دارد.

  • مناطق جغرافیایی

همه سازمان ها، شرکت ها، مؤسسات و فروشگاه ها با هر نوع فعالیت نیاز به حسابدار دارند. بنابراین هر حسابداری در هر نقطه از کشور به شرط داشتن مهارت لازم بیکار نخواهد بود. به عنوان مثال در یک روستای کوچک که هیچ امکاناتی نداشته و فقط یک کارخانه لبنی دارد، آن کارخانه نیز نیاز به حسابدار دارد.

جنسیت

طبق آمارها و بررسی های به عمل آمده نسبت نیاز شرکت ها به حسابدار زن یا مرد به طور متوسط یکسان می باشد. بعضاً جذب حسابدار خانم را ترجیح می دهند و بعضی از شرکت ها لزوماً از حسابدار آقا استفاده می کنند که این تقاضا تفریباً با نسبت مساوی می باشد.

  • تحصیلات

امروزه کارفرمایان به مهارت پرسنل حسابداری خود بیش از میزان تحصیلات ایشان اهمیت می دهند و توانایی و مهارت یک حسابدار حتی اگر رشته تحصیلی اش هم حسابداری نباشد، به مراتب برای کارفرما قابل قبول تر از حسابدار با مدرک تحصیلی مرتبط در حالی که تجربه و مهارت عملی ندارد، خواهد بود.

  • درآمد

از مزایای دیگر رشته حسابداری در آمد آن می یاشد که بر اساس توانایی، تجربه، تلاش و جسارت فرد متفاوت است. به عنوان مثال یک حسابدار باهوش و زرنگ به جای کار در یک شرکت به صورت تمام وقت، از کار در شرکت هایی با کار نیمه وقت، پاره وقت، پروژه ای و یا مقطعی استفاده می کند که در این صرت درآمد بالاتری خواهد داشت.

  • ارتقاء

در رشته حسابداری پانزده سمت وجود دارد – در فصل پایانی به آن ها پرداخته می شود – که یک حسابدار پرتلاش می تواند با پیشرفت در این رشته از یکنواختی کار خارج شده و ضمن گرفتن درجه و سمت های بالاتر، از تنوع و لذت بیش تری حین کار بهره مند خواهد شد.

  • سهولت کار

برای همه رشته ها ابزار و تجهیزات جدیدی پا به عرصه گذاشته که موجب سادگی کار شده اند. در رشته حسابداری نیز با ورود نرم افزارهای حرفه ای، کار حسابداری با دقت بسیار زیاد، سرعت بالا و به راحتی انجام می گیرد.

  • اگر حسابداری با هدف و با درنظر گرفتن موارد گفته شده وارد رشته حسابداری شود، قظعاً پیشرفت چشمگیری خواهد داشت.

  • شرایط سنی

یکی از مزایای رشته حسابداری عدم محدودیت سنی می باشد یا به عبارتی این رشته بازنشستگی ندارد. البته به این شرط که حسابدار همیشه از نظر اطلاعات بروز باشد. بعضی از کارها وجود دارد که فرد به محض طی کردن دوره خدمت کاری بازنشسته شده  و تا پایان عمر یا بیکار هواهد بود و یا به کارهای غیر تخصص خود روی می آورد. اما در حسابداری هر چه رشد سنی همراه با رشد علمی و هماهنگ با علم روز باشد، برای کارفرمایان مفیدتر است. از این رو شرکت ها و سازمان ها بدنبال این گونه افراد هستند تا هدایت واحد مالی خود را به ایشان بسپارند.

  • سابقه کار

سابقه کار یعنی مدتی از کار که شخص در شرکت ها یا مؤسسات سپری کرده است و برای شروع اشتغال و سپس ارتقاء در رشته کاری مورد نیاز است. مسئله ای که همیشه کارآموزان مطرح می کنند این است که عدم سابقه کار باعث بیکاری ایشان است اما خبر خوب این جاست که اگر کسی سابقه کار نداشته باشد ولی آموزش و مهارت کاربردی حسابداری را تجربه کرده باشد، براحتی می تواند مشغول کار شود چرا که همه افراد کار را از مقطع صفر شروع می کنند. البته مشخص است که کارفرمایان در آگهی اعلام نیاز خود به سابقه چند ساله اشاره نمایند چون می خواهند کار مؤسسه شان بدرستی انجام شود اما به نظر می رسد کارفرما ملاک خاصی از تعداد سال سابقه نداشته باشد چرا که تعداد سال های سابقه دلیل بر مهارت نیست. حسابداری که تعداد سال های زیادی در سازمان یا مؤسسه ای بوده و فقط یک کار مشخص مثل حسابداری حقوق و دستمزد و یا حسابداری فروش را انجام داده، تنها در یک قسمت حسابداری مهارت دارد و نمی تواند کل حسابداری یک شرکت را انجام دهد. فلذا داشتن سابقه مفید برای اشتغال یا ارتقاء بسیار عالی می باشد ولی سابقه کار به خودی خود دلیل بر مهارت نیست.

 پس اگر حسابدار آموزش دیده ای بدون درنظر گرفتن سابقه کار عنوان شده توسط کارفرما مراجعه نموده و این اطمینان خاطر را به کارفرما بدهد که کار ایشان را بدرستی انجام داده و مسئولیت آن را نیز پذیرا باشد، حتماً در مراجعات جواب مثبت خواهد شنید، کاری که دیگران نیز انجام داده اند. بعضی از کارآموزان بهانه عدم داشتن پارتی را عنوان می کنند در حالی که کار حسابداری نبض شرکت بوده و هیچ مدیر عاقلی این نقطه حساس را فدای پارتی و آشنا نمی کند.

راز اوّل:

حسابدار موفق به شخصیت خود پی برده و با در نظر گرفتن مزایای این رشته نسبت به سایر رشته ها، وارد حسابداری می شود.

 

 راز دوم:

اعتماد به نفس

ابتدا به تعریف اعتماد به نفس از دیدگاه قرآن می پردازیم .

” و این کرامت انسان از ویژگی های اوست که سایر مخلوقات از آن بی بهره اند.” (سوره اسراء)

و از دیگر کرامات انسان در دیدگاه قرآن می توان به مقام خلیفة الهی (سوره بقره، آیه ۳۰) ، مسجود ملائکه بودن (سوره بقره، آیه ۳۳) و تعلیم اسماء الهی یافتن (سوره بقره، آیه ۳۱) او اشاره کرد. کشف این حقایق توسط انسان سبب شناخت جایگاه خوود و ارزش *** *** و عزت نفس او می شود. بنابراین می توان اشاره کرد باور و اعتقاد هر انسان نسبت به خودش اعتماد به نفس نامیده می شود. یا به عبارت ساده تر میزان این که انسان خود را چه قدر قبول دارد و اگر روبروی آینه بایستد چه تعریفی از خود خواهد داشت.

اعتماد به نفس برای هر انسانی لازم و حتی حیاتی می باشد. بزرگی نقل می کند:

” اگر در زندگی پول نداری مهم نیست، زیبایی نداری مهم نیست، امکانات رفاهی نداری مهم نیست ولی اگر اعتماد به نفس نداری بمیر!”  وقتی به این موضوع فکر می کنیم که چرا عدم اعتماد به نفس برابر با مردن عنوان شده است،

درمی یابیم که فردی که اعتماد به نفس ندارد مثل این است که هیچ ندارد.

وقتی زندگی بزرگان را مطالعه وبررسی می کنیم به این نتیجه می رسیم که همه این افراد وجه مشترکی دارند و آن اعتماد به نفس است. یعنی خود را شناخته، ضعف ها را برطرف نموده و با ساختن بنای باورها و ذهنیت ها به بالا یردن اعتماد به نفس خود کمک کرده اند و به این ترتیب پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی نمودند. اما اگر فردی اعتماد به نفس ندارد جای نگرانی نیست چرا که با تمرین های خیلی ساده می توان خیلی سریع نسبت به بالا بردن اعتماد به نفس به خود کمک کرد.

اعتماد به نفس از دوران کودکی شکل می گیرد. خانواده هایی که به این موضوع پی برده باشند، شرایطی را فراهم می کنند که کودک خود را باور کند؛ از محترمانه صدا کردن کودک به صورت آقا و خانم مانند فاطمه خانم یا محمد آقا تا فراهم نمودن ابزار بازی که به رشد فکری کودک کمک نماید و انتخاب مدرسه ای با مربیان خوب. همچنین مراقب محیط بزرگ شدن فرزندشان هستند تا زمانی که این کودک به سن بلوغ رسیده و سکان زندگی خویش را با داشتن اعتماد به نفس از قبل ساخته شده بدست گیرد و زندگی موفقی را بسازد که هم برای خانواده خود و هم برای جامعه مفید باشد.

کودکی که از ابتدا با واژه هایی از قبیل تو می توانی به جای نمی توانی، صحبت کن به جای ساکت باش، بردار به جای بگذار زمین کار تو نیست، تشویق به عمل خوب به جای تنبیه و مانند این کلمات آشناست، در بزرگسالی هم موفق خواهد بود.اما اگر بنا بر هر دلیلی این اتفاق نیافتد و فرد در بزرگسالی اعتماد به نفس قوی نداشته باشد می تواند با روش های زیر به آن برسد.

  • تقویت ایمان

هیچ نیرویی قوی تر از ایمان و هیچ ایمانی بالاتر از ایمان به وجود خداوند نیست.

با وجود خداوند ترس از وجود انسان بیرون می رود و به هر خواسته ای می رسد.

  • سلامتی

اگر جسم سالم داشته باشیم و بدانیم که خداوند این جسم را برای رسیدن به اهداف و مأموریتی که در زندگی به عهده ما نهاده شده هدیه نموده است،

به مراقبت از آن پرداخته و با ورزش و تغذیه مناسب به سلامتی خود کمک می نماییم.

  • شناخت نقاط قوت و ضعف خود

با تقویت نقاط قوت و درمان نقاط ضعف اعتماد به نفس بالا می رود.

  • عدم مقایسه خود با دیگران

هر فرد دارای ویژگی ها و استعدادهای منحصر به فردی می باشد که دیگری از این امتیازات محروم است.

بنابراین با پی بردن به استعدادهای خود می توانیم خودمان را با خود روز قبل مقایسه کنیم.

  • رسیدگی به ظاهر خود

به خودتان برسید.

افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند همیشه آراسته هستند و حتماً از یک عطر خوش بو استفاده می کنند.

  • مثبت اندیشی و پرهیز از منفی گرایی

همیشه مثبت فکر کرده و در به کار بردن کلمات خیلی دقت کنید.

چرا که کلمات خوب تفکرات بهتری نیز ایجاد می کنند. نه تنها منفی فکر نکنید بلکه از هم نشینی و هم صحبتی با افراد منفی گرا هم پرهیز کنید (فرار کنید).

چرا که این افراد خواسته یا ناخواسته اعتماد به نفس شما را پایین می اورند.

  • دقت به رفتار ظاهری

افراد با اعتماد به نفس بالا صاف و کشیده می ایستند.

از قوز کردن حتی پشت میز پرهیز می کنند و همیشه چانه خود را بالاتر از حد نرمال نگه می دارند.

چرا که امروزه از لحاظ علمی ثابت شده بعضی از رفتارهای فیزیکی سبب تولیدات شیمیایی درون مغز می شود و این موضوع در عملکرد شخص تأثیر مستقیم دارد.

  • نپرسیدن سوال منفی از خود

هیچ وقت نگویید چرا این اتفاق برای من می افتد؟ چرا نمی توانم کاری بکنم؟ چرا کارها به درستی پیش نمی رود؟ به جای آن از واژه “چگونه” استفاده کنید که سبب فعالیت ذهن در پیدا کردن راه حل مسأله می شود و اعتماد به نفس را افزایش می دهد.

  • همیشه امیدوار بودن

افراد نا امید نتایج منفی را به خود جذب می کنند در حالی که افراد مثبت گرا دنیای اطراف خود را به شکلی مثبت به کار وامی دارند. گوته می گوید:

“در هر کاری امید بهتر از نا امیدی است.”

  • انگیزه داشتن

انگیزه داشته باشید.

هیچ هدف و برنامه ای بدون اشتیاق انجام نمی شود. پس با انگیزه کار را شروع کنید.

  • عدم سرزنش خود

خود را سرزنش نکنید.

همه انسان ها خطا می کنند. بنابراین هر خطا را به عنوان تجربه تلقی کنید و با سرزنش اعتماد به نفس خود را کم نکنید.

  • بالا بردن دانش و تجربه

همیشه در زمینه کار و زندگی در حال یادگیری باشید تا از این طریق کیفیت زندگی خود را بالا ببرید و در پایان هر روز از خود سوال کنید که امروز چه آموختم؟

  • در زمان حال زندگی کردن

هر روز را به خاطر همان روز زندگی کنید.

چرا که گذشته، گذشته است و آینده هنوز نیامده و معلوم نیست که بیاید. پس از زندگی در هر روز لذت ببرید.

  • خدمت به خلق خدا

همیشه در پی کمک به دیگران باشید.

ببخشید بی آن که انتظار پاداش داشته باشید و به این صورت به خود ارزش و کرامت دهید.

  • محکم دست بدهید

در مواجهه با افراد بی حال (شل و وارفته) دست ندهید بلکه محکم و قدرتمند دست بدهید.

با این عمل به طرف مقابل ثابت می کنید که فردی مصمم و قدرتمند هستید.

  • نه گفتن

نه گفتن را یاد بگیرید.

اگر کاری به شما پیشنهاد می شود که میل به انجام آن ندارید از گفتن کلمه “نه” امتناع نورزید.

  • با ترس خود رو به رو شوید

رو به رو شدن بت آنچه می ترسید سبب بالا رفتن اعتماد به نفس می شود.

هر چه از ترس ها بیشتر فاصله بگیرید، ترسناک تر به نظرمی رسند. چون ترس ها سبب جلوگیری از قابلیت های ما می شود.

  • اجتماعی باشید

افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند با سایر افراد جامعه در ارتباط هستند.

شرکت در اجتماعات مانند مساجد، باشگاه ها، انجمن ها و سایر مکان های عمومی سبب اعتماد به نفس بالا می گردد.

چرا که خود باوری و اعتماد به نفس ریشه در ارتباط با افراد دیگر دارد.

  • مسئولیت پذیری

در امور محوله مسئولیت پذیر باشید.

افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از مسئولیت ها فراری هستند و سعی در عدم پذیرش مسئولیت در هر موقعیتی را دارند.

  • افزایش سرعت راه رفتن

سرعت راه رفتن خود را حداقل۲۵% افزایش دهید.

آدم های بی کار و بی کس پرسه می زنند و به راحتی می توان از روی راه رفتن ایشان به شخصیت ایشان پی برد. در حالی که افراد موفق آرام می دوند، گویی کار بسیار مهمی دارند.

  • نسشتن در در ردیف جلو

در هر اجتماعی یا جلسه ای در ردیف جلو بنشینید.

با این روش بیش تر در معرض دید قرار می گیرد.

  • نگاه مستقیم در چشم دیگران

در ارتباط با دیگران مستقیماً در چشم آن ها نگاه کنید.

افراد ترسو، حقیر و گناهکار از نگاه مستقیم می گریزند. در حالی که با نگاه مستقیم در چشم و چهره مخاطب، حس اطمینان در او القاء می شود.

  • بلند و جدی صحبت کنید

بلندتر و رساتر صحبت کنید و به دیگران ثابت کنید که شما هم می توانید حرف بزنید.

  • خندان و متبسم باشید

تبسم شما جمع را شاداب و سرحال می کند.

تبسم نشان رضایت از زندگی و تسلط فرد بر زندگی خود و درنتیجه اعتماد به نفس است.

  • همیشه مقداری پول همراه داشته باشید

وجود پول در جیب یا کیف شما سبب می شود حس دارایی به شما دست دهد و در نتیجه باعث بالا رفتن اعتماد به نفس شما می شود.

  • هدف داشته باشید

اهداف خود را از الان تا پایان عمر بنویسید.

بعد آن را به اهداف کوچک ۷ ساله تقسیم کنید و مجدداً اهداف را کوچک تر کنید و این اهداف کوچک شده را مرحله به مرحله کنید.

  • هر شکستی پلی برای موفقیت در آینده

همه افراد موفق بدون استثناء در امور خود بارها و بارها شکست خورده اند و در اصل در هر بار شکست راهی که به موفقیت ختم نمی شود را یافته اند.

پس با تجربه بالا از شکست های قبلی راه موفقیت را پیموده اند.

  • قبل از شروع هر کاری خود را برنده بدانید

ذهن انسان تفاوت میان آن چیزی که تجسم شده با آن چیزی که واقعاً رخ داده را درک نمی کند.

به همین دلیل با به کارگیری حواس پنج گانه خود تا جایی که می توانید به وضوح کار انجام شده فکر کنید و آن را تصور نمایید.

  • الگو داشته باشید

افراد متخصص و موفق در رشته مورد نظر خود را بیابید و تمام رفتارها،

نگرش، اعتقادات و ارزش های آن ها را تقلید کنید. در صورت عدم دسترسی به این افراد از کتاب ها یا آشنایانی که با ایشان در ارتباط هستند کمک بگیرید.

  • احترام به خود و دیگران

شما بایستی از موقعیت هایی که ممکن است در آن ها مورد بی احترامی قرار گیرید، اجتناب کنید و از طرفی خود نیز نباید به دیگران بی احترامی کنید.

حتی با کسانی هم که خوشتان نمی آید مهربانی کنید تا این موضوع به صورت یک رفتار در شما شکل گیرد و باعث جذب افراد و درنهایت افزایش اعتماد به نفس شود.

  • انرژی تولید کنید

هر روز یک کار مثبت انجام دهید چون این کار حس خوبی در شما به وجود می آورد و این حس و انرژی را فقط و فقط برای خودتان نگه دارید و در این مورد با هیچ کس صحبت نکنید.

  • دلایل اعتماد به نفس را فهرست کنید

فهرستی از این که چرا باید اعتماد به نفس داشته باشید تهیه کنید و گاه گاهی به آن سر بزنید ت انگیزه شما در بالا رفتن اعتماد به نفس زیاد شود.

حال به اختصار مشخصات افرادی که اعتماد به نفس کم دارند یا اصلاً اعتماد به نفس ندارند می پردازیم.

این مشخصات عبارتند از:

شایعه پراکنی، دمدمی مزاج بودن، حسود بودن، بد گویی کردن از دیگران، غیبت کردن، خساست، زود رنجی، حیران و شرگشته بودن، نگران آینده بودن، بی انضباطی، عدم تصمیم گیری مداوم، بدون برنامه بودن، نداشتن شخصیت خوشایند، خوشحال شدن از مشکلات دیگران، مقصر دانستن دیگران، عدم حس همکاری، متملق و ریاکار بودن، عدم کمک به دیگران، منفی گویی، تکرار کردن اشتباهات گذشته، ارتباط داشتن با افراد ضعیف، عدم اعتدال شخصیت، انتقام جویی، نداشتن اراده، دارای عقده حقارت، عدم بخشش دیگران، ترسو و بزدل بودن، لجوج بودن، انتظار احترام از دیگران داشتن، انکار ضعف های خود، تلاش نکردن، دروغگویی، ادعای دانایی داشتن، عدم قدرت نه گفتن، افراط در جلب توجه دیگران، عیب جویی و مانند این خصوصیات. با توضیحات گفته شده که در مورد همه افراد و در همه امور مصداق دارد، معلوم می شود یک حسابدار موفق باید برای پیشرفت و ترقی دارای اعتماد به نفس بالا باشد. سوالی که مطرح می شود این است که این اعتماد به نفس چقدر باید بالا برود؟

جواب این است:

اعتماد به نفس ما باید آن قدر بالا باشد که هیچ چیز نتواند مانع پیشرفت ما باشد.

راز دوم:

اگر حسابداری می خواهد رشد و پیشرفت نماید باید اعتماد به نفس بسیار بالایی داشته باشد. یا به عبارتی با ۲۰% معلومات و ۸۰% اعتماد به نفس موفق خواهد بود.

راز هفتم:

ارتقاء شغلی

در همه امور پیشرفت لازمه رشد است. همه انسان های موفق به دنبال پیشرفت بوده و هستند. پیشرفت حاصل تغییر است و هیچ پیشرفتی بدون تغییر حاصل نمی شود. این تغییر ممکن است تغییر موقعیت، مکان، شغل و غیره باشد. به عنوان مثال یک کارمند وقتی می خواهد یک کارمند ارشد شود بایستی تغییر کند مثلاً در شرکتی که کار می کند بیش تر فعالیت کند و از تمام خلاقیت خود در جهت پیشبرد کارها استفاده کند. یا وقتی کارمند ارشد می خواهد رئیس باشد و اتفاقاً آن شرکت نیاز به رئیس ندارد بایستی مکان کاری خود را تغییر دهد و هنگامی که می خواهد از ریاست به مدیریت ارتقاء یابد، ممکن است لازم باشد تحصیلات خود را بالا ببرد یعنی تغییر از یک مقطع تحصیلی به مقطعی بالاتر. بنابراین تغییرات عامل پیشرفت ها هستند و اگر با دید بازتر نگاه کنیم، متوجه می شویم که رشد و کمال مادی و معنوی انسان نیز در گرو تغییرات است؛ تغییر نگرش، تغییر ارتباطات با افراد، تغییر دیدگاه، تغییر عملکرد و غیره.

به نظر می رسد انسانی که به دنبال رشد و ترقی نیست مانند آبی است که در جایی ساکن مانده و تبدیل به گندابی شده و یا مرده ای است در میان زندگان. با پیشرفت مادی و معنوی است که انسان تعالی می یابد. در دنیای مادی مورد احترام و کرامت سایرین و در دنیای باقی مورد رحمت الهی قرار می گیرد. در رابطه با شغل حسابداری که تمام مطالب حول محور این موضوع می باشد نیز پیشرفت باید صورت گیرد.

قبل از این که راجع به پیشرفت در رشته حسابداری صحبت کنیم، ابتدا لازم است نقطه آغاز و پایان این رشته را بشناسیم. با توجه به تجربه ای که در این رشته کسب کرده ام و با ورود به شرکت های بزرگ و کوچک، به پانزده سمت در این رشته پی برده ام که عبارتند از:

  • انبار دار:

  • حسابداری که در انبار ورود و خروج کالاها را در کاردکس ثبت نموده و کنترل ورود و خروج کالا را بر عهده دارد.

  • صندوق دار ( خزانه دار):

  • حسابداری که امور مربوط به دریافت و پرداخت وجوه نقد، دریافت و پرداخت چک ها و نگه داری اوراق بهادار را بر عهده دارد.

  • کمک حسابدار:

  • حسابداری که در کنار حسابدار مجرب، امور مربوط به بایگانی اسناد، وصول مطالبات و امور حاشیه حسابداری را انجام می دهد.

  • تنخواه گردان:

  • حسابداری که عملیات مربوط به هزینه های کوچک شرکت را انجام می دهد و پس از ارائه لیست تنخواه، وجه تنخواه به ایشان واگذار می شود و به این وسیله امور مربوط به هزینه های اداری شرکت را انجام می دهد.

  • حسابدار:

  • حسابدار موظف به انجام کلیه امور مالی و ارائه گزارشات حسابداری می باشد که در شرکت های بزرگ به صورت زیر تفکیک می شوند:

الف) حسابدار فروش:

این نوع حسابدار موظف به ثبت فاکتورها و اسناد خرید و فروش است.

ب) حسابدار مالی:

ثبت تمامی اسناد مالی مانند دریافت، پرداخت، واریز و برداشت را ثبت می کند.

ج) حسابداری پیمان ها:

ثبت های مربوط به عملیات پیمان کاری شرکت را انجام می دهد.

د) حسابدار حقوق و دستمزد:

این واحد مسئول حقوق و دستمزد از زمان محاسبه تا ثبت سند مربوطه می باشد.

ه) حسابداری هزینه:

این واحد حسابداری هزینه های شرکت را ثبت می کند.

  • حسابدار ارشد:

  • حسابدار ارشد نسبت به سایر حسابداران شاغل در شرکت ماهرتر بوده و بنا بر وظایف محوله، کارهای مهمتر حسابداری به ایشان سپرده می شود.

  • رئیس حسابداری:

  • حسابداری است که کنترل واحد حسابداری از سندهای صادره تا امور مربوط به حسابداران به عهده ایشان می باشد.

  • مدیر مالی:

  • هدایت کلیه امور مالی و ارائه راهکار جهت پیشبرد اهداف شرکت از نظر مالی همچنین کنترل منابع و مصارف به عهده ایشان می باشد.

  • حسابرس داخلی:

  • حسابرس موظف به نظارت بر امور حسابداری در حین دوره مالی بوده و در صورت مشاهده هر گونه تخلف، موظف به ارائه گزارش به مدیریت می باشد.

  • حسابرس مستقل:

  • حسابرسانی که مورد تأیید سازمان امور مالیاتی کشور بوده و برای حسابرسی صورت های مالی بنا بر دعوت شرکت ها مراجعه نموده و نتیجه حسابرسی خود را به سازمان امور مالیاتی کشور یا دیگر سازمان ها بر اساس نیاز آماده می کنند.

  • حسابرس ارشد:

  • حسابرسی که دارای مهارت بالاتری نسبت به سایر حسابرسان است.

  • رئیس حسابرسی:

  • مسئول تیم حسابرسی که برای عملیات حسابرسی به شرکت ها مراجعه می نمایند بوده و به کیفیت حسابرسی و امور حسابرسان دیگر نظارت می نماید.

  • مدیر حسابرسی:

  • گزارشات آماده شده توسط تیم حسابرسی را بررسی و جهت ارائه به سازمان امور مالیاتی کشور یا دیگر سازمان ها تأیید و مهمور به مهر واحد حسابرسی می نماید.

  • مشاور مالی:

  • به عنوان مشاور مدیر عامل در امور مالی بوده که با توجه به نیاز شرکت به بهبود روند حسابداری کمک می نماید. از وظایف مشاور مالی می توان به طراحی سیستم مالی و تبدیل سیستم دستی به مکانیزه اشاره نمود.

  • مشاور مالیاتی:

  • به عنوان مشاوره مدیر عامل در امور مالیاتی عمل می کند که با توجه به قوانین موجود در امور مالیاتی کشور به شرکت در امور مالیاتی کمک می کند تا از جرائم احتمالی مالیاتی جلوگیری شود.

و به این ترتیب می توان به نقطه صفر تا ۱۰۰ ارتقاء در رشته حسابداری با توجه به سمت های یاد شده اشاره نمود و می توان گفت آخرین پله رشته حسابداری از نظر ارتقاء، مشاور مالی یا مالیاتی می باشد.

سوالی که مطرح می شود اینست که یک حسابدار چگونه می تواند به نقطه پایانی صعود نماید. سه سمت اول در حسابداری یعنی انبار دار، صندوق دار و تنخواه گردان برای شروع کار مناسب نیستند چرا که فقط یک حساب از حساب های حسابداری را شامل می شوند. کمک حسابداری نیز به دلیل عدم ارتباط مستقیم با حسابداری و عدم درگیری با حساب ها جهت شروع کار مناسب نیست. بنابر این نقطه شروع کار حسابداری است. یک حسابدار باید کار در چهار شرکت که از نظر حسابدرای با یکدیگر تفاوت دارند را تجربه کند؛ حسابداری در شرکت های خدماتی، بازرگانی، تولیدی و پیمان کاری.

شروع کار حسابداری با آموزش و مهارت آموزی اتفاق می افتد. البته آموزشی کاملاً کاربردی و عملی در مؤسساتی که این نوع آموزش ها را ارائه می دهند و این آموزش صرفاً زیر نظر مدیران مالی که مدرس هستند، صورت می گیرد. در این کلاس های آموزشی بایستی انتقال علم و تجربه صورت گیرد. یعنی یک مدیر مالی با تجربه که قدرت علم آموزی و انتقال تجربه را داشته باشد آموزش را به عهده گیرد. یک حسابدار لزوماً برای شروع کار بایستی شرکت های خدماتی و بازرگانی را هدف قرار دهد و پس از آموزش با اصولی که عنوان شد، اقدام به کاریابی نماید و وقتی کار را پیدا کرد بایستی تا زمانی در آن کار باقی بماند که چیزی برای تجربه و یاد گرفتن داشته باشد و زمانی که با روزمرگی مواجه شد و دریافت که دیگر در آن محل تجربه ای حاصل نمی شود، فرد بایستی به فکر تغییر محل کار جهت پیشرفت و ترقی باشد. به عبارتی یک کار برای هر کس تا زمانی ارزش دارد که در آن درجا نزند و موضوعی برای تجربه کردن یا یاد گرفتن وجود داشته باشد در غیر این صورت وقت آن رسیده است که محل کار را برای تجربه جدید و کار جدید ترک کند. ترس از این که ممکن است کاری پیدا نشود و یا مطالب منفی از این دست، سبب باقی ماندن شخص در موقعیت قدیم می شود که ممکن است سال ها به طول انجامد. به قول بزرگی موفقیت یک قدم بعدز ترس است. با توجه به توضیحات قبلی  یک حسابدار به شرط تجربه هرگز بی کار نخواهد ماند.

بعضی کارآموزان سوال می کنند: چه زمانی برای را در یک شرکت بمانیم و سپس آن را برای کار جدید ترک کنیم؟ این زمان به افراد بستگی دارد؛ به استعداد، قابلیت، توانایی و جسارت آن ها. اما نکته مهم این است که حسابدار باید برای پیشرفت و ارتقاء خود برنامه و هدف داشته باشد و بنا بر قابلیت های خود برای ارتقاء در هر بخش یا هر سمت زمانی مشخص کند. افراد کوتاه فکر وقتی کاری را پیدا می کنند چنان به آن شرکت یا مؤسسه می چسبند که گویی تنها همان شرکت است که می تواند به رشد آن شخص کمک کند بنابر این بزرگ ترین سرمایه خود که عمر می باشد را در آن شرکت یا مؤسسه سپری کرده و در دوران بازنشستگی به دنبال کار جدید هستند که با وجود عدم رشد و تجربه کاری یا کاری پیدا نمی کنند و یا در شغل های کوچک و ناچیز که برای حسابداران مبتدی مناسب است مشغول به کار می شوند. در کلاس هایی که تدریس می کنم بسیاری از این افراد دیده ام که متأسفانه با افراد مبتدی پشت یک میز قرار گرفته اند که مثلاً حسابداری با نرم افزارهای مالی یا قوانین و بخشنامه های جدید را یاد بگیرند. در سنی که باید به عنوان کشاورین مالی و مالیاتی کار کنند، حاصرند یک حسابدار جز باشند و معمولاً کارفرماهای واحدهای کوچک اقتصادی هم به استخدام افراد جوان و با تجربه راغب تر هستند تا افراد کهنسال و کم تجربه.

پس از کسب تجربه در شرکت های بازرگانی و کسب مهارت و تجربه لازم (که ممکن است یک شخص در مدت۶ ماه تجربه لازم را کسب کرده باشد، فردی دیگر در یک سال و فرد دیگری در ۲ سال یا ۵ سال و یا ۱۰ سال) فرد می بایست دوره آموزشی کاربردی دیگری مانند حسابداری پیمانکاری – و مجدداً تأکید می کنم حتماً کاربردی و عملی و به صورت کارگاهی باشد – را سپری کند. به طوری که فرد در حین آموزش، حسابدرای شرکت های پیمانکاری را در قالب پروژه های حسابداری یاد گرفته و انجام دهد. پس از یادگیری به شدت دنبال شرکت های پیمانکاری برای انجام کار مثل زمانی که اصلاً کاری نداشته، باشد و باید این نکته را در نظر داشت که تا کار جدید پیدا نشده هرگز کار قبلی را ترک نکنید چرا که اگر فرد مشغول به کار باشد و دنبال کار دیگر بگردد، فرصت اشتغال برای ایشان ۱۰ برابر بیش تر از کسی است که بی کار بوده و دنبال کار می گردد.

همچنین یک حسابدار نباید خلاف اخلاق حرفه ای که یک رکن آن امانتداری و وفاداری به شرکت است را زیر پا بگذارد. بنابر این وقتی کار جدید را پیدا کرد باید با کارفرمای جدید هماهمنگ کند تا زمانی را برای اشتغال جایگزین در نظر بگیرد و با کارفرمای قبلی هم موضوع را در میان گذاشته و تمام اطلاعات را به حسابدار معرفی شده از طرف کارفرمای قبلی ارائه نماید. برای جلوگیری از مسائلی که بعداً احتمال دارد دامنگیر حسابدار قبلی شود مثلاً حسابدار جدید ثبت ها را اشتباه وارد کند یا هرگونه اشتباه دیگری که خود انجام می دهد را به حسابدار قبل نسبت دهد، بهتر است پس از آشنا کردن حسابدار جدید با نحوه عملکرد و سپردن امور بدست ایشان از کلیه صورت های مالی مانند سود و زیان، ترازنامه،تراز آزمایشی کل و معین و امثال آن گزارشی را به صورت صورتجلسه ای با امضاء خود و حسابدار جدید و مدیریت تهیه کرده و سپس کار را تحویل دهد و البته یک نسخه هم جهت احتیاط نزد خود نگه دارد و برای اطمینان کارفرما این تعهد اخلاقی را داشته باشد که هر زمانی به وجود ایشان رفع مشکلات قبل نیاز بود حضور بهم رساند.

نکته قابل اهمیت این است که حسابدار در هر کجا به کار مشغول شد پس از فراغت از کار حتماً رضایت نامه ای از کارفرما داشته باشد و به رزومه خود اضافه کند. پس از آموزش حسابداری پیمانکاری و اشتغال در یک شرکت پیمانکاری، مدتی را نیز به ترتیب گفته شده در آن جا بماند. سپس جهت آموزش حسابداری تولیدی و صنعتی به صورت کارگاهی و پروژه ای (منظور کلاس هایی است که همراه با آموزش، پروژه های عملی و واقعی را کار می کنند) اقدام نموده و مثل قبل کار حسابداری پیمانکاری را ترک کرده و وارد شرکت تولیدی یا صنعتی شود و به همین ترتیب آموزش های مدیریت های مالی، حسابرسی و مالیاتی را تجربه نماید و به طور کل قبل از هر اقدامی آموزش لازم را کسب کرده و سپس وارد آن کار شود.

بعضاً شنیده می شود که افراد عنوان می کنند در حین کار از افراد با تجربه کسب علم می کنیم، این عمل به سختی و در طول زمان زیاد اتفاق می افتد چرا که محل کار جای آموزش و آموختن مثل کلاس درس نیست به این معنی که در محل کار هر کس مشغول کار خود می باشد بنابراین یا وقتی برای آموزش دادن ندارد و یا بعضاً علاقه ای به انتقال تجربه ندارند. در حالی که در کلاس درس استاد موظف به انتقال تجربه بوده و در خدمت کار آموزان است.

اشتباهاتی که مانع از پیشرفت حسابداران می شوند عبارتند از:

۱- انتظار پیشرفت در یک شرکت

همان طور که گفته شد پیشرفت از تغییرات حاصل می شود. بنابراین شرکت که رئیس یا مدیر مالی دارد ممکن است  سال ها نیاز به رئیس یا مدیر مالی نداشته باشد یا حتی مدیر عامل یک شرکت ممکن است هرگز علاقه ای نداشته باشد از کارمندان خود برای سمت رئیس یا مدیریت مالی استفاده کند. به تجربه بسیار دیده ام که اگر رئیس یا مدیر مالی یک شرکت بنا به هر دلیلی از آن شرکت برود، مدیریت شرکت، مدیر یا رئیس مالی را از بیرون شرکت استخدام می نماید. پس یک حسابدار پس از گذراندن چهار شرکت خدماتی، بازرگانی، پیمانکاری و تولیدی برای مدیریت مالی هم باید شرکت را ترک کند.

۲- حسابداران کوچک بدنبال شرکت های بزرگ

متأسفانه حسابداران زیادی اعم از مبتدی یا کم تجربه دیده ام که بدنبال شرکت های خیلی بزرگ برای کار می گردند که این موضوع یک اشتباه بزرگ کاری به شمار می رود. در یک شرکت بزرگ با توجه به چارت مالی و این که تمام کارکنان بخش حسابداری طبقه بندی شده اند، هر کارمند حسابداری یک وظیفه مشخص دارد و حسابدار کوچک فقط مشغول یک کار کوچک می شود مانند حسابدار بخش حقوق، حسابداری بخش هزینه و یا حسابداری بخش فروش که به این ترتیب حسابدار تنها در یک بخش حسابداری مسلط می شود و اجازه ورود به بخش های دیگر را ندارد و همچنین اجازه تغییر رویه حسابداری، اجازه ابتکار و خلاقیت و حتی اظهار نظر را ندارد یا حسابداران بزرگ آن جا را اداره می کنند. بنابراین حسابدار کوچک از واحدهای اقتصادی کوچک شروع می کند و وقتی وارد واحدهای بزرگ اقتصادی می شود که حسابدار بزرگی تحت عنوان رئیس یا مدیر مالی باشد که به این صورت بسیار پسندیده تر خواهد بود.

۳- حسابرسی قبل از حسابداری

همان طور که می دانید حسابداری اجرا کننده است. یعنی رویدادهای مالی را ثبت می کند و به نوعی مجری می باشد در حالی که حسابرس نظارت بر اسناد و مدارک حسابداری را انجام می دهد و بنابراین می توان گفت که حسابدار مجری و حسابرس ناظر است. حال با توجه به این که یک ناظر خوب بایستی ابتدا مجری خوبی باشد که بتواند ایرادهای حسابدار را کشف کرده و در صورت لزوم راهکار ارائه نماید امری بدیهی است، یک فرد چگونه می تواند به صورت حرفه ای از کار حسابداری ایراد بگیرد در حالی که قبلاً امور حسابداری را انجام نداده باشد؟

کار حسابرسی به اندازه حسابداری زحمت ندارد چون قرار است به امور حسابداری سرکشی نماید. حسابرس مانند حسابدار پاسخگوی افراد مختلف نیست یعنی حسابدار باید پاسخگوی گزارشات مورد درخواست کارفرما، سهامداران، بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری، حسابرسان، سازمان امور مالیاتی کشور، سازمان تأمین اجتماعی و غیره باشد در حالی که حسابرس تنها گزارش نهایی را تهیه می کند. حسابرس مانند حسابدار از طرف افراد ذینفع تحت فشار نیست. حسابدار باید در تاریخ های مشخص فرم ها و اظهارنامه های قانونی را به طور دقیق و صحیح ارسال نماید و برای هر گزارشی تحت فشار خواهد بود که به طور دقیق و سریع ارائه نماید ولی حسابرس تا هر زمانی که لازم باشد وقت برای حسابرسی صرف می کند و کسی هم نمی تواند جهت عملیات حسابرسی او را تحت فشار قرار دهد. از مزایای دیگر حسابرسی می توان به درآمدهای بالا، تنوع کاری و انجام پروژه هایی در شهرها و شرکت های مختلف نیز اشاره کرد. با همه این مزایا حسابرس خوب کسی است که قبلاً امور حسابداری را به خوبی فرا گرفته باشد.

۴- موی سپید و سن بالا نشانه مدیر و مشاور مالی

برکسی پوشیده نیست که افراد مسن و کهنسال از تجربه بالا در زندگی برخوردارند ولی ب حفظ احترام برای ایشان باید بگویین که در رشته حسابداری سن و سال بالا لزوماً دلیل بر مهارت نیست و همان طور که قبلاً اشاره شد، چه بسا حسابدارانی که دارای سن وسال بالا و سابقه طولانی هستند ولی تجربه ایشان در قبال سن شان بسیار کم است. بنابراین رسیدن به نقطه اوج حسابداری که مشاور مالی و مالیاتی است، نیاز به سن و سال بالا ندارد بلکه نیاز به تجربه بالا دارد و این تجربه فقط و فقط از دایره آموزش میسر می شود. یک حسابدار آگاه همیشه باید در حال یادگیری علوم جدید حسابداری، قوانین و بخشمانه ها باشد. با شرکت کردن در کلاس ها، همایش ها، سمینارها و با خواندن کتاب ها و مجلات و مطالب روز حسابداری و همچنین ارتباط با همکاران مجرب حسابداری از طریق سایت ها و تالارهای گفتمان تخصصی حسابداری به بالا بردن سطح علم خود کمک نماید. در رشته حسابداری انجمن هایی نظیر انجمن مدیران مالی حرفه ای ایران، انجمن حسابداران خبره ایران و انجمن حسابداری ایران وجود دارد که با عضویت در آن ها در طول خدمت و داشتن شرایط لازم نیز می توان از خدمات ایشان در جهت کسب اخبار جدید حسابداری کمک گرفت.

هنگامی که حسابدار به درجه علمی مناسبی دست پیدا کند و شرایط لازم را داشته باشد،

می تواند با شرکت در امتحان سازمان امور مالیاتی کشور که سالیانه برگزار می شود و در صورت قبولی در امتحان و مصاحبه های آن به درجه حسابرسی مستقل

(حسابرس معتمد دارایی) نائل شود همچنین با شرکت در امتحان دیگری از طرف وزارت دادگستری برای حسابداران به صورت

سالانه برگزار می شود و در صورت داشتن شرایط لازم و قبولی در امتحان و مصاحبه های آن،

به درجه کارشناس حسابدار

دادگستری دست می یابد.

برای همکاران و عزیزانی که در شرکت های دولتی، بانک ها یا سایر واحدهای اقتصادی که تعهد سی سال خدمت و بیش تر را

دارند پیشنهاد می شود از وقت های آزاد خود جهت کسب آموزش حسابداری عملی و کاربردی در شرکت های خصوصی

استفاده نموده و برای اشتغال در حسابداری برای اوغات بعد از کار،

از واحدهای کوچک اقتصادی که نیاز به حسابدار نیمه وقت یا

پاره وقت دارند، استفاده نمایند.

نتیجه:

حسابدار موفق پی در پی به دنبال پیشرفت و ارتقاء شغلی است و همیشه در حال آموزش و یادگیری مطالب جدید است.

پیروز و سربلند باشید.

حسابداران برتر

تهیه کننده:

رضابهروزی

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق
۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق

۷ راز مهم حسابداران موفق
۷ راز مهم حسابداران موفق
۷راز مهم حسابداران موفق
۷ رازمهم حسابداران موفق
۷ راز مهم حسابداران موفق
۷راز مهم حسابداران موفق
۷ راز مهم حسابداران موفق