آموزش حسابداری ارزش افزوده

تمام شرکت ها و موسسات موظف هستند که هر فصل لیست ارزش افزوده را پر کنند و اظهارنامه شان را به سازمان امور مالیاتی تحویل دهند.
تعریف ارزش افزوده چیست؟

ما در واقع ارزش افزوده را به نام قانون ارزش بر مصرف بگذاریم بهتر است یعنی مالیات بر مصرف. چرا؟ چون در قانون گفته میشود آن کسی که بیشتر مصرف میکند باید مالیات دهد. پس این به این به این تبدیل میشود که ما اگر فرضا یک تولید کننده داریم و . این تولید کننده می آید و به این فروشنده کالای خود را میفروشد و این فروشنده می آید و به فروشگاه دار و یا مغازه دار جنس را میدهد ، و در نهایت میرسد به مصرف کننده. ما اگر قرار باشد جنسی را از مصرف کننده پولش را بگیریم ، طی این چرخه عملا این تولید کننده و مصرف کننده همدیگر را نمیبینند که بخواهد این اتفاق بیفتد. یعنی از زمانی که کالا تولید میشود تا برسد دست مصرف کننده بسیار طول میکشد. تولید کننده چون مصرف کننده را نمیبیند در این قانون ارزش افزوده را پلکانی روی دوش هم دیگر می اندازند تا در نهایت از آن ها بگیرند. یعنی چه ؟ فرض کنید جنس تولید کننده 8000است. این 8000 را که به فروشنده میفروشد علاوه بر این 8000 یک 9% از آن ها دریافت میکند . پس 8000 را میدهد و یک 9% هم میگیرد. فروشنده به فروشگاه دار یا مغازه دار فرضا میفروشد 9000. این هم از فروشگاه دار ارزش افزوده را میگیرد. فروشگاه دار که به مصرف کننده میخواهد بفروشد او هم می آید و براساس این 9% ارزش افزوده را میگیرد. ما به صورت پلکانی این را روی دوش هم دیگر می اندازیم.
ارزش افزوده مربوط به مصرف کننده است که پله پله دریافت میشود . این موضوعی که مطرح شد بابت دریافت بود. پس اگر مثلا فروشنده به تولید کننده ارزش افزوده داده است ، از فروشگاه دار ارزش افزوده میگیرد. یک فاصله ای بین این افراد وجود دارد. این فاصله را به دارایی ارائه میدهد. پله پله این پول نهایی به دارایی میرسد.
مطلع باشید که این مالیات بر مصرف است. هر یک از فروشنده ها ابتدا پول خود را برمیدارد و مابقی را میدهد. ما این را در سند حسابداری ثبت میکنیم. ما وقتی میگوییم یک فروشی داشتیم x ریال ، علاوه بر مبلغ فروش ارزش افزوده را هم میگیریم .این دو گزینه مستقل از هم است . بعد از اینکه ما این را گرفتیم در هر فصلی باید فروش هایمان را ، که ارزش افزوده گرفتیم و خریدهایمان را که ارزش افزوده دادیم این ها را در کنار هم قرار میدهیم و میگوییم میزان ارزش افزوده دریافتی انقدر و میزان ارزش افزوده پرداختی انقدر بوده است، از هم کسر میکنیم و مازاد را به دارایی پرداخت میکنیم.
سوال پیش می آید که این حساب دریافتنی ، این ارزش افزوده خرید را چگونه سند بزنیم. اگر ما خرید کالایی داشته باشیم میزنیم : خرید — حساب پرداختنی یا بانک. از این به بعد خریدهایی که ارزش افزوده دارد را زیر ان مینویسیم . میشود: خرید : بدهکار . ارزش افزوده خرید هم بدهکار .
سوال پیش می اید که ما این را در چه سرفصلی تعریف کنیم ؟ این در واقع این است که ما داریم یک پولی میدهیم و این یک طلب است. در حساب کل، سایر حساب های دریافتنی قید میکنیم . سایر حساب های دریافتنی با معین ارزش افزوده خرید . چرا سایر؟ بخاطر اینکه حساب دریافتنی غیر تجاری است. میگوییم ارزش افزوده خرید.
همین مسئله در رابطه با فروش هم صدق میکند. آن به چه صورتی است ؟ ما از مشتری میگیریم و باید به دارایی بدهیم. پس میشود سایر حساب های پرداختنی با معین ارزش افزوده فروش . بعضی از کتاب ها و کسانی که آموزش میدهند به اشتباه این را پیش پرداخت می آورند. این پیش پرداخت نیست به دلیل اینکه ما تعریفمان از پیش پرداخت این است که قرار است این پیش پرداخت ما به کالا یا خدمات تبدیل شود. در حالی که این پولی که ما داریم میدهیم قرار نیست به چیزی تبدیل شود و برمیگردد و مثل طلب و بدهی است.
ما وقتی خرید میکنیم علاوه بر وجه خرید یک پولی به عنوان ارزش افزوده میدهیم که طلبکار میشویم. فروش که میکنیم یک پولی علاوه بر مبلغ فروش مشتری میگیریم که جزء بدهی هایمان است.
پس ما ارزش افزوده خرید داریم و ارزش افزوده فروش. که ثبت خرید آن به شکل بالا است و ثبت فروش آن هم به این صورت است: فروش، سایر حساب های دریافتنی بستانکار و بانک بدهکار .
ما یک شرایط عادی داریم که معمولا خریدمان کمتر از فروش است ، شرایط خاص مثلا یک شرکت خدماتی است که اصلا فروش کالا در کار نیست. یا شرکت پیمانکاری است که به جای فروش میشود صورت وضعیت. پس فروش فقط بازرگانی را شامل میشود .